تبليغاتX
یک تاکستان امید

یک تاکستان امید

وبلاگی از شهر خوشه های زرین تاکستان

ضرب المثل تاتی - سری سوم

لیست عنوان ضرب المثلها - سری سوم

  31-چكنش نال يردي

32-چوسته تاش كركه پادبندي قرميريه

33-چوماكُلوكلّه گي لوكه (يا) لوك وه؟

34-حَتَمَ بَخشيه دِره

35-حيَّ علي خيرالعمل

36-خاليه شينيه اوپاتن

37-خاليه هَونگه آكوندن

38-خركُيه،آسيا مي نيشو

39-خُله ده مزني سري پله خله كوسر بزن

40-خَنيش رنگ او منوگوره

41-خوره خوشي چاغَاله موخاريه

42-خوره ويه خوره پسينه ده برمايه(يا)خانمه ويه پُرَه پسينه ده برمايه

43-خيرِ شيرِگوشتكون

44-دَسِش بيسوتي ماغانه دونش

45-دسش نُهمه بنده

 

31-چكنش نال يردي

(چانه اش را نعل كرده است)

پرچانكي و پرحرفي مي كند.

 

32-چوسته تاش كركه پادبندي قرميريه

(لنگه كفشش را به پاي مرغ ببندي قهر مي كند)

درگذشته به پاي مرغان خانگي تازه خريداري شده لنگه كفشي مي بستند تا گم نشود بر همين اساس كسي كه وضع خوبي نداشت و به ويژه كفش و لباسش به كلي غيرقابل استفاده مي شد مي گفتند…

***

 

33-چوماكُلوكلّه گي لوكه (يا) لوك وه؟

(گمان كردي كه قسمت بالاي كلاه ما سوراخ است (يا) سوراخ بود؟)

وقتي ازكسي سؤال بشود با وجود اينكه پاسخ بدهد به پاسخش اعتنا نكرده از ديگري سؤال كنند و همان پاسخ را بشنوند پاسخ دهندة اولي به اين ضرب المثل استناد مي كند. با توضيح اينكه پارگي كلاه را به اين دليل عنوان مي كندكه معمولاً حرف منطقي افراد فقير راكسي قبول نمي كند؟

***

 

34-حَتَمَ بَخشيه دِره

(حاتم گونه مي بخشد)

اين ضرب المثل به صورت كنايه به كار مي رود و منظور اين است كه از مال ديگري    مي بخشد نه از مال خود و معادل است با ضرب المثل» ازكيسه خليفه مي بخشد«

***

 

35-حيَّ علي خيرالعمل

اين عبارت به صورت ضرب المثل در غير معناي حقيقي يعني » خود مي داند و عملش« به كار مي رود.

***

 

36-خاليه شينيه اوپاتن

(شانة خالي به باد دادن)

شانه وسيله است كه كشاورزان به وسيله آن خرمن كوبيده را به باد مي دهند تاگندم وكاه را از يكديگر جدا سازند و شانه خالي به باد دادن به اين مفهوم است كه خرمني دركار نباشد.اين ضرب المثل در دو مورد به كار مي رود يكي به معني»كار بيهوده كردن« و ديگري بُلف زدن كه در اين صورت معادل است با ضرب المثل بعدي.

***

 

37-خاليه هَونگه آكوندن

(هاون تهي كوبيدن )

كه معادل است با ضرب المثل »آب در هاون كوبيدن« و مفهوم آن كار بيهوده و بي نتيجه كردن است.

***

 

38-خركُيه،آسيا مي نيشو

(خركبود است و به آسياب نمي رود)

گويندكسي خر همسايه را به عاريت خواست كه گندم به آسياب برد اوگفت كه خرِ من كبود است و به آسياب نمي رود پرسيدكبودي چه دليل است براي آسياب نرفتن خر؟جواب داد چه دليلي بهتر از بهانه.لذا اين ضرب المثل در موارد مشابه به كار مي رود.

***

 

39-خُله ده مزني سري پله خله كوسر بزن

(اگر خاكستر هم به سر مي زني از تپه بزرگ خاكستر بزن)

اين ضرب المثل براي بي ارزش جلوه دادن كارهاي كوچك و مهم جلوه دادن كارهاي بزرگ وگاه براي تشويق ديگران است در اقدام به كارهاي بزرگ.

***

 

40-خَنيش رنگ او منوگوره

(حنايش رنگ نمي گيرد)

***

 

41-خوره خوشي چاغَاله موخاريه

(خوشه خوب و مرغوب(انگور)را شغال مي خورد)

هر چيز خوب و ارزنده نصيب كسي مي شودكه لياقت آن را ندارد.

***

 

42-خوره ويه خوره پسينه ده برمايه(يا)خانمه ويه پُرَه پسينه ده برمايه

عروس خوب از پستوي خوب در مي آيد(يا)عروس خوش سليقه از پستوي پر درمي آيد)

درگذشته رسم بودكه خوراكي ها و موادغذايي را در پستو(انباري كه به اتاق نشيمن راه داشت و دور از دست نگهداري مي كردند مسلم است كه هرچه خوراكي بهتر و بيشتر در پستو بود عروس خانه براي پذيرايي از ميهمان،خوش سليقه تر به نظر مي رسيد و اين ضرب المثل بدين منظور به كار مي رفت.

***

 

43-خيرِ شيرِگوشتكون

(گوشت كوب مجالس خير و شر)

معادل ضرب المثل فارسي» نخود هر آش« است.

***

 

44-دَسِش بيسوتي ماغانه دونش

(دستش سوخته در دهانش فرو مي كند)

براي نشان دادن نهايت بيچارگي و درماندگي به كار مي رود.

***

 

45-دسش نُهمه بنده

(دستش دركار مهمي بند است)

اين ضرب المثل معمولاً به منظور شوخي و مسخره ادا مي شود،وگاهي معني وارونه از آن دريافت مي گردد.مثلاً در موردكسي به كار مي رودكه از هم نشيني وگپ زدن با دوستان خودداري كرده نداشتن وقت وگرفتاري شغلي را به عنوان مي كند در حالي كه هيچگونه گرفتاري نداشته باشد.

+ نوشته شده در  88/07/22ساعت 19:36  توسط خاله فر  | 

ضرب المثل تاتی - سری دوم

لیست عنوان ضرب المثلها - سری دوم

16-پاش درازه يردي يخه تنه مون

17-پاشينياي اوكش

18-پلّه سر پله بلا دره

19-پيازش فنه منبنده

20-تا اي بلنده نو خوريه دره پرا منبه

21-تا ايش نمره ايش زندامنبه

22-تاس بغچي گرده گه

23-ترازو فنه زمين مزنه

24-ترسه لوكاي داغان

25-ته هوشتكي بزن 

26-ثواب بيركبابا مبه

27-جا چلوي كه ته بگردي از جام دُمب اوويتي

28-جارجوقه سر بزندن

29-جاكن پاشينيه اوكشستن

30-جُمه دبنديستن 

 

16-پاش درازه يردي يخه تنه مون

(پايش در تنور سرد آويخته است) معادل ضرب المثل فارسي » آه در بساط ندارد  «   مي باشد. از عيش و نوش و تنعم روزگار بي بهره است.

در زمستانها بر سر تنوري كه هر روز نان مي پختند كرسي مي گذاشتند كه از گرماي آن استفاده كنند و از مصرف هيزم مجدّد براي گرم كردن كرسي صرفه جويي نمايند و آنگاه كه نه ناني داشتند كه بپزند و نه هيزمي كه آتش كنند مجبور بودند پاي خود را در تنور سرد بياويزند. ريشه اين ضرب المثل از آنجاست.

***

 

17-پاشينياي اوكش

(پاشنه كفشت را بكش)

يعني تصميمت را بگير و آماده باش. از اين ضرب المثل براي تشويق كسي براي انجام كاري مثبت استفاده مي كند.

***

 

 

18-پلّه سر پله بلا دره

(سر بزرگ بلاي بزرگ دارد)

بزرگي دردسر دارد. معادل » هر كه بامش بيش برفش بيشتر«

***

 

 

19-پيازش فنه منبنده

(پيازش ته نمي بندد)

در مورد شخص فريبكاري گفته مي شود كه حيله اش نگيرد يا كارش نتيجه ندهد

***

 

 

 

20-تا اي بلنده نو خوريه دره پرا منبه

(تا تپه اي خراب نشود چاله اي پر نخواهد شد)

در مورد كسي گفته مي شود كه مثلاً بدهي زياد داشته باشد و توان پرداخت آن را ندارد و براي پرداخت آن به هر دري كه مي زند موفق نمي شود.

***

 

21-تا ايش نمره ايش زندامنبه

(تا يكي نميرد ديگري زنده نمي شود)

اين ضرب المثل معمولاً در مورد استثمار و بهره كشي از كسي بكار مي رود و بدين مفهوم است كه تا حق كسي خورده نشود ديگري به رفاه زياد و سرمايه گذاري نمي رسد.

***

 

 

22-تاس بغچي گرده گه

(تاس بغچه ات را جمع كن)

در مورد كسي كه كارش در جايي بيهوده و وجودش غير لازم به نظر برسد گفته مي شود و كاربرد آن معمولاً در اختلافات و مشاجرات است و گاه به شوخي بيان مي گردد و نيز در مورد شخصي كه قبلاً صاحب اعتبار بوده در حال حاضر بي اعتبار شده است و به قول معروف از اعتبار افتاده است به كار مي رود.

در گذشته مرسوم بوده است كه به هنگام حمام رفتن وسايل استحمام را در بغچه اي مي بستند و اصطلاحاً » تاس بغچه« مي گفتند و تاس بغچة افراد سرشناس و متمول را حمامي مي برد و مي آورد و زماني كه اينگونه افراد به دليلي از اعتبار مي افتادند، اين ضرب المثل در مورد آنان به كار مي رفت.

 

 

» گرموني دارا ديه نوكر نيه                    تاس پره ير بغچه اوگور برنيه «

محمد حسين طاهري

***

 

23-ترازو فنه زمين مزنه

(ته ترازو را به زمين مي زند)

اين ضرب المثل در دو معني به كار مي رود نخست به مفهوم ريا و تظاهر به درستكاري و گرانفروشي است بدين صورت كه ترازودار براي اينكه جنس كمتري به خريدار تحويل دهد شاهين ترازو را مي گرفت و رندانه آرنج خود را روي چوب ترازو قرار مي داد كه ترازو را ثابت نگهدارد و آنگاه مرتب كفه هاي ترازو را به زمين مي زد كه اطمينان مشتري را جلب كند.

كاربرد ديگر آن در مورد كسي است كه قلباً راضي به انجام كاري هست ولي ظاهراً مخالفت مي كند و به اصطلاح ناز مي كند مثلاً كسي به خواستگاري دختري مي رود والدينش راضي به وصلت هستند ولي براي مدتي كوتاه جواب مثبت نمي دهند.

***

 

 

24-ترسه لوكاي داغان

ترجمه اين ضرب المثل كه طنزگونه بيان مي گردد به فارسي ممكن نيست ولي تقريباً مي توان گفت يعني(سوراخ ترست را بگير يا بپوشان و نظاير آن) و زماني به كار مي رودكه مي خواهند مانع از ترس بيهوده و بي موردكسي شوند.

***

 

 

25-ته هوشتكي بزن

(تو سوتت را بزن)

در مورد وعده و قول حتمي و اطمينان دادن به كسي گويند.

در قديم رسم بودكسي كه به مسافرت مي رفت بستگانش هر يك به وسع خود به منظور كمك هزينه راه مبلغي به او مي دادند و او نيز در ازاء آن هنگام برگشت چيزي به عنوان رهاورد براي صاحب پول مي آورد.گاهي صاحب پول نوع سوغاتي را هم تعيين مي كرد و مثلاً مي گفت فلان چيز را براي من بياور.

مي گويندكسي به زيارت مي رفت هر يك از بستگانش به هنگام بدرقه او بدون اينكه پولي به او داده باشند تقاضاي سوغاتي مي كردند او نيز به ظاهر قبول مي كرد و به دروغ چشم مي گفت.در آن ميان كودكي پشيزي به او داد وگفت عموجان اين پول را بگير و براي من يك»سوت« بياور،مسافر در جوابش گفت» تو الان سوتت را بزن« يعني مطمئن باش.

***

 

26-ثواب بيركبابا مبه

(ثواب كننده كباب مي شود)

كسي كه كار خيري انجام دهد و به ديگري نيكي كند ولي در مقابل بدي بيند از اين ضرب المثل بهره مي جويد.

                             ***

 

 

27-جا چلوي كه ته بگردي از جام دُمب اوويتي

(آن گنجشكي كه توگرفته اي من دمش راكنده ام)

به كسي كه مي خواهد ديگري را فريب دهد ولي دستش رو مي شودو به فريبش پي     مي برندگفته مي شود.

                             ***

 

28-جارجوقه سر بزندن

(جارجوق به سرزدن)

به رسوائي كشيدن.كسي به انجام كاري سبك و مسخره دست زندكه موجب كاهش شخصيت خود و بستگانش گردد.

v        جارجوق بوته اي است صحرايي كه درگذشته از آن نوعي جارو درست             مي كردند.

گروهي بازيگر محلي كه معروف به»كُسنگلينه* kosang∑ lin∑  بودند.بعد از چله بزرگ (دهم بهمن)هر سال با لباس و آرايش مناسب نمايش،بدون اطلاع و در زدن وارد خانه ها مي شدند و با اداي اين جمله به زبان تركي:

» قرخ گتِد اَليّ قالدي،كُسّه گلدي بلاگلمسين**« يعني چهل رفت و پنجاه ماند،كوسه آمد الهي كه بلا نيايد.

 

نمايش طنز خود را با رقص و ساز و دهل آغاز مي كردند.كوسه شاهي ضعيف النفس بود با ناتواني جنسي كه همسرش يعني گلين به همين دليل از او منزجر بود لذا به همدستي جواني به كشتن او اقدام مي كردند و پس از آن با اداي اين جمله كه در عين حال مطالبه دستمزد نمايش از صاحبخانه نيز بود به نمايش خود پايان مي دادند.

ياغدن،كره دن،يميش دن…گتيرين بوگوربه گوركسّه ني يردن گُويترين

 

روغن،كره،كشمش بياريد و اين كوسه گور به گوري را از زمين برداريد.

* تاتي شده دوكلمه كوسه وگلين هم واژه تركي است به معني عروس

** بيان نمايشي به زبان تركي احتمالاً به سبب انتقال اين نمايشنامه مردمي از فرهنگ تركي به فرهنگ تاتي است.

***

 

29-جاكن پاشينيه اوكشستن

(پاشنه كفش كسي راكشيدن)

اين ضرب المثل معمولاً براي تحريك كسي دركار منفي به كار مي رود.

***

30-جُمه دبنديستن

اين ضرب المثل را دقيقاً نمي توان به فارسي ترجمه كرد ولي بدين صورت بيان مي شودكه مثلاً كسي ناخواسته و برخلاف ميل باطني حرفي بزند و يا قولي بدهد و پشيمان شود به طوريكه نتواند از حرف خود برگردد.

***

+ نوشته شده در  88/07/18ساعت 20:42  توسط خاله فر  | 

ضرب المثل تاتی - سری اول

لیست عنوان ضرب المثلها - سری اول

1-آجينه ده بكتن

2-آدم خيال ميره دونشه دندون نيه 

3-آستاريون آدمِ جُر مكشنده

4-آلّا قلي دو بر دره،چلو» مونشه« خبر دره

5-آنگوشته ويله بي اُشتر را ويه آنديه

6-اُشتر بكتي» وَلَتِ « مون

7-اُشتر ده پليّه

8-اُشتر شون دِبستي كوريّه دُمب

9-اُشتر صلوات بي پنبه جاره بر مي نيشو

10-اشكمش پيش بوردي

11-الوچه ويه بي ديمش بيشو ريستي (يا) بيشو رديشون

12-بال پُفه يردن

13-بَرِش قِلفا به كيليش بگنه بون (يا) آنِداريه

14-بَلّهِ قِلي قليِه موخاره سَرِناش آنداره

15-بين بمرديه كه حلقوم ده بوجونه نيمه؟

 

1-آجينه ده بكتن

(از برش و برندگي افتادن)كه هم خستگي زياد را مي رساند و هم ازكار افتادگي را،واين ازكار افتادگي صرفاً اختصاص به انسان نداشته گاهي شامل ابزار وكار نيز مي شود.مثل سنگ آسيايي كه آجش از بين برود وارّه اي كه كند شود و…

 ***

2-آدم خيال ميره دونشه دندون نيه 

(گويي دندان در دهانش نيست)معادل ضرب المثل فارسي»آب زيره كاه« است.و به افراد رند و موذي اطلاق مي گردد.

  ***

 

3-آستاريون آدمِ جُر مكشنده

(ستاره ها انسان را بالا مي كشند)به شبهاي بسيار سرد زمستان اطلاق مي شودكه كوچكترين ابري در آسمان نباشد و ستارگان انبوه سوسو بزنند.

 ***

 

4-آلّا قلي دو بر دره،چلو» مونشه« خبر دره

(اله قلي دو در دارد،گنجشك از اندرون او خبر دارد)

كه گوياي بي بند و باري است با توضيح اينكه به جاي» مون« به معني داخل و اندرون در اصل كلمه زشت و ركيكي بوده است كه به منظور رعايت نزاكت ازكاربرد آن خودداري شده است.

  ***

 

5-آنگوشته ويله بي اُشتر را ويه آنديه

(با انگشتانه به شتر آب مي دهد)سرسري گرفتن كارهاي بزرگ و انجام آن كار با ابزار ناچيز و غيرمناسب و روشي كه پيش گرفته عملي نباشد.

 ***

 

6-اُشتر بكتي» وَلَتِ « مون

(شتر قاطي» وَلَت« شده است)آدم بزرگي كه هم رشد جسمي و هم رشد عقلي داشته و با بچه ها همبازي،همفكري و همنشيني كند وگاهي دركار آنان دخالت بي جا نمايد مصداق اين است.وَلَت به گلة بره و بزغالة كمتر از يكسال گويند.

 ***

 

7-اُشتر ده پليّه

(شتر هم بزرگ است)در موردكسي گفته مي شودكه خود را بزرگ جلوه دهد ولي در آن حد نباشد.

 ***

 

8-اُشتر شون دِبستي كوريّه دُمب

(شتر را به دم كره الاغ بسته اند)

كار و سرنوشت آدم بزرگ و با تجربه اي به دست جوان بي تجربه سپرده شود يا شخص مجرّب و باسابقه دركاري را زير دست جواني كم سابقه در آن كار قرار دهند.

ريشه اين ضرب المثل از آنجا نشأت مي گيردكه گويند شتري در حال مردن بود صاحبش  خواست از او طلب بخشش كند.گفت هرچه در خانه تو سختي وكم غذايي كشيدم و هرچه بار اضافي بر پشتم نهادي و… ،همه را مي بخشم ولي آنروز كه از سيلاب فلان رودخانه مي گذشتيم مرا با اين هيكل  ويال وكوپال مورد اطمينان قرار ندادي و به دم كره الاغم بستي و او را دليل راه قرار دادي هرگز فراموشم نمي شود و در اين موردكه شخصيت مرا پايمال كرده بودي هرگز نمي بخشمت.

  ***

 

9-اُشتر صلوات بي پنبه جاره بر مي نيشو

(شتر با صلوات از پنبه زار بيرون نمي رود)

در موردكسي به كار مي رودكه از شدت آز منطق را در نمي يابد و به زبان خوش قانع نمي شود و جز با توسّل به زور از موضع خود دست بر نمي دارد.

  ***

 

10-اشكمش پيش بوردي

(شكمش را چربي گرفته است.)

معادل ضرب المثل فارسي» تازه به دوران رسيده« و به كسي اطلاق مي شودكه به تازگي به نان ونوايي رسيده است وگذشته و دوستان خود را فراموش كرده باشد و به اصطلاح خود را گم نمايد.

 ***

 

11-الوچه ويه بي ديمش بيشو ريستي (يا) بيشو رديشون

(صورتش با آب آلوچه شسته شده (يا)صورتش را با آب آلوچه شسته اند.)

بسيار پررو،پرده در و بي حياست.

 ***

 

12-بال پُفه يردن

(بادكردن در آستين كسي)

تشويق و تحريك كسي براي كاري يا مبارزه اي مثل دعوا،كشتي و نظاير اينها.

 ***

 

13-بَرِش قِلفا به كيليش بگنه بون (يا) آنِداريه

(درش قفل شود وكليدش به بام بيفتد (يا) پيدا نشود)

اين ضرب المثل به صورت نفرين ادا مي شود و به اين معني است كه در خانه اش براي هميشه بسته شود.

 ***

 

14-بَلّهِ قِلي قليِه موخاره سَرِناش آنداره

(ديزي چرخ مي خورد و در خود را پيدا مي كند)

يعني هركس مي جويد و همفكر،همنشين و همتاي خود را پيدا مي كند تقريباً معادل است با ضرب المثل فارسي:

»كبوتر باكبوتر باز با باز                      كند همجنس با همجنس  پرواز «

و دقيقاً معادل است با ضرب المثل تركي:

» پيس پيسي تاپر سو چو قّوري pis pisi Tâpar su cuqquri «

بد بد را پيدا مي كند و آب گودال را.

 ***

 

15-بين بمرديه كه حلقوم ده بوجونه نيمه؟

(تصور مي كني آنگونه مرده ام كه آدامس خودم را هم نمي توان بجوم؟)

معمولاً پيراني كه تقريباً از كار افتاده اند و كارهاي شخصي را به سختي انجام مي دهند از روي غرور اين ضربالمثل را به زبان مي آورند و ريشه از آنجا دارد كه مي گويند:

ملّانصرالدين مرده بود و او را تشييع مي كردند كسي متوجه شد كه ملّا در تابوت آدامس مي جود از شدت تعجب به ديگران گفت نگاه كنيد، نگاه كنيد او نمرده است، ملّا بلند شد و گفت: بين بمرديمه …تصور مي كني آنگونه مرده ام كه آدامس خودم را هم نتوانم بجوم؟

 

+ نوشته شده در  88/07/17ساعت 5:29  توسط خاله فر  | 

مطالب قدیمی‌تر