46-دندونش كنده زوبونش كوتا
47-دو پاش بيردي اي موجي مون (يا) اي چوست مون
48-دوش رنگ ندره
49-ذومازن پياشون خاكه (ياگيل) اي ياگاده اوگوردي
50-راسته پشتاوي
51-ريت چه زناش بميريه چه گاوش
52-زارين جياوين
53-زارين نيه،ماره وچّيه
54-سُپُل چروه يردن
55-سرش خوشتنرش نيه
56-سُزي فنه پاكه يردن
57-شاخوشه چاغالّه قسمت مگرده
58-شا سُپُل سره ياگادره (يا) را دره
59-شَر اجوره بي شر منگرده آدم بي شر مگرده
60-شيمشيرش ابرخو ويه آنخاره
46-دندونش كنده زوبونش كوتا
(دندانش كُند است و زبانش كوتاه)
در موردكسي به كار مي رودكه نقطه ضعف نسبت به چيزي داشته باشد.
***
47-دو پاش بيردي اي موجي مون (يا) اي چوست مون
(دو پايش را در يك موزه (يا) يك كفش كرده است)
يعني اصرار،لجبازي و يكدندگي مي كند.
***
48-دوش رنگ ندره
(دوغش رنگ ندارد)
***
49-ذومازن پياشون خاكه (ياگيل) اي ياگاده اوگوردي
(خاك داماد و پدرزن را از يكجا برداشته اند)
اين ضرب المثل ضمن تلميح آفرينش انسان از خاك كنايه از آن داردكه داماد و پدرزن به اين علت كه به راحتي خوي و خصلت يكديگر را مي گيرند و همفكر مي شوند خاك خلقتشان را از يكجا برداشته اند يعني آن دو را از يك خاك آفريده اند.
***
50-راسته پشتاوي
اين ضرب المثل را نيز نمي توان دقيقاً به فارسي ترجمه كرد ولي تقريباً به اين مفهوم است كه قامت راست كرده زير بار نمي رود و مصداق تنبلي و تن آسايي وگريز ازكار را در بردارد.
***
51-ريت چه زناش بميريه چه گاوش
(رعيت چه زنش بميرد چه گاوش)
همانگونه كه مرگ همسركانون خانواده اي را از هم مي پاشدگاو نيز در نظام فئودالي گذشته چنان در زندگي كشاورز مؤثر بودكه با مرگ گاوش نسق زراعي از وي پس گرفته مي شد و مجبور بود به مزدوري صاحب نسق ديگر درآيد بدين سبب است كه ضرب المثل مزبور مصداق مي يابد.
***
52-زارين جياوين
(دردمند و زمين گير شدن)
***
53-زارين نيه،ماره وچّيه
(بچه نيست.بچه مار است)
در مورد بچه هايي به كار مي رودكه بسيار دارند.
***
54-سُپُل چروه يردن
(چرب كردن سبيل)
اين ضرب المثل در سه معني به كار مي رود.اگر منظورگوينده چرب كردن سبيل ديگران باشد مفهوم رشوه و حق حساب خواهد داشت و اگر سبيل خودگوينده باشد مصداق كسي است كه وضع مالي و رفاهي خوبي ندارد و مي خواهد خود را مرفه جلوه دهدكه در اين صورت معادل است با ضرب المثل»سرخ نگهداشتن صورت با سيلي« و معني سوم آن دلگي و شكم چراني است و به افراد طفيلي اطلاق مي شود.
***
55-سرش خوشتنرش نيه
(سرش به خودش تعلق ندارد)
بسيار بخشنده و پرگذشت است،اگر سرش را هم بخواهند دريغ نمي كند.
***
56-سُزي فنه پاكه يردن
(ته سبزي پاك كردن)
يعني سبزي ديگران به ويژه افراد سرشناس را پاك كردن كه مفهوم چاپلوسي و چرب زباني و مداهنه را مي رساند.
***
57-شاخوشه چاغالّه قسمت مگرده
(خوشه درشت و مرغوب انگور نصيب شغال مي شود)
معمولاً نعمت نصيب كسي مي شودكه لياقت آنرا نداشته باشد.
***
58-شا سُپُل سره ياگادره (يا) را دره
(روي سبيل شاه جا دارد)
آدم محبوب و صاحب نفوذي است.
***
59-شَر اجوره بي شر منگرده آدم بي شر مگرده
(شهر با آجر شهر نمي شود با انسان شهر مي شود)
ساختمانهاي قديمي عموماً با خشت وگل درست مي شد.زماني كه ساختمان سازي با آجر شروع شد به مرحوم استاد علي محمد(كه شغل چلنگري داشت و در حدود30سال قبل فوت نموده و حرفهاي حكيمانه اش معروف است)گفتندكه همه ساختمانها را با آجر مي سازند تاكستان ديگر شهر شده است اين جمله راگفت كه به دلها نشست و اكنون به صورت ضرب المثل بر زبانها جاري است.
***
60-شيمشيرش ابرخو ويه آنخاره
(شمشيرش از ابر آب مي خورد)
يعني شخصي شمشير آخته شجاع، دلير، وآماده رزم است و حريف ندارد.